آقای محسن حسنی دبیر تربیت بدنی اداره آموزشو پرورش منطقه باینگان توانست در مرحله کشوری الگو های برتر تدریس در رشته تربیت بدنی در مقطع متوسه مقام اول کشوری را از آن خود نامید
کسب چنین مقامی را به جامعه فرهنگی و تمام فرهنگیان پاوه و اورامانات تبریک میگوییم
+ نوشته شده در جمعه دوم شهریور 1386ساعت 0:44  توسط حصیب حسنی
|
نگارنده:جلیل بهرامینیا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اسلام و مبانی حرمت و حقوق بشر
اعلامیهی جهانی حقوق بشر، مصوّب1948م مجمع عمومی ملل متّحد، به واسطهی مبانی جهانشمول و تأیید قریب به اتّفاق کشورهای دنیا اعتبار جهانی دارد؛ در جلسهی رأی گیری دربارهی این اعلامیه، هیچ یک از 56 نمایندهی حاضر،رأی منفی نداد و هشت کشور ممتنع از جمله عربستان نیز، تأکید کردند که رأیشان به معنای مخالفت با مجموعهی اعلامیه نیست؛ بلکه فقط برخی مواد آن را نمیپذیرند.حقوق بشر به رغم ریشه و پیشینهی انکارناپذیری که در تاریخ فرهنگ بشر دارد، بیگمان در پیدایش منسجم و معتبرش در قالب یک اعلامیهی جهانی، محصول عصر مدرن اروپاست؛ اعلامیهی جهانی حقوق بشر، تبلور آشکار مدرنیسم در بُعد حقوقی است و خاستگاه اروپایی دارد و اگر گهگاه از پارهای افراد متعلّق به دیگر فرهنگها ادّعاهایی خلاف این واقعیت تاریخی شنیده میشود، یا ناشی از فقدان خودباوری لازم برای اعتراف به فضائل دیگران است و یا ناشی از درآمیختن مصالح خوبْ داشتن با ساختمان عالی داشتن است.باری موضع ما هر چه باشد امروزه حقوق بشر برای بهسازی وضع زندگی جوامع گوناگون، بهیک ضرورت تام تبدیل گشته و حتّی بنا به تعامل ساختارهای اجتماع و فرهنگ، به شرط الزامی توسعهی اخلاقی افراد و ارتقای سطح فرهنگ جوامع تبدیل شده است.دموکراسی،چونان کم زیانترین شیوهی حکمرانی و گفتمان مسلّط زمانه نیز، آبروی جهانی خود را مدیون بهرهمندی از فرزندی نازنین و دلربا همچون حقوق بشر است؛ فرزندی که حتّی بقا و استقرار مادرش نیز در گرو حیات و نشاط اوست ؛ چنان که امکان پیشرفت مؤثّر فرایند دموکراتیزاسیون، نه از طریق مبارزه برای خود دموکراسی بلکه از راه مبارزه برای حقوق بشر فراهم میآید و بر همین مبنا، تلاش تئوریک و عملی برای برقراری و ماندگاری آن خواه ناخواه در سرلوحهی کار مصلحان اجتماعی و دغدغهداران ارتقای سطح زندگی مردم قرارگرفته است و ناقدان بصیر، آن را شرط گذشتناپذیر مشروعیت و مقبولیت مکاتب و سازمانهای سیاسی میدانند.افزون بر این، حقوق بشر حتّی اگر نقص ارزشی هم داشته باشد که در دو بند 16 و 18 دارد، ضرورت دفاع از آن را می توان به لحاظ روشی و نقش پیش شرط و مقدّمه گونهای که در حفظ کرامت بشر و ارتقای اخلاق افراد در برابر سرکوبگری و سلطهجویی حکومتها دارد، به آسانی توجیه و تأکید کرد.از این رو ، ترویج ارزشهای مقوّم و ضامن مصون ماندن شرافت و حقوق انسانها در اجتماع، فوریترین و ضروریترین خدمتی است که خیرخواهان هر ملّتی باید با جدّ و جهد تمام به آن بپردازند.
یکی از کارسازترین راه های کمک به درونیسازی و نهادینه کردن حقوق بشر، ردیابی ارزش های برابرگرایانه و انساندوستانه در پیشینهی فرهنگی جوامع و برجستهسازی آنها در میان مردمان داخل حوزهی آن فرهنگهاست؛زیرا ضدیت با تبعیض(discrimination) ،که بنیادیترین و اصلیترین زیربنای حقوق بشر است، و نقطهی آغازین توجیه حقوق بشر،مشخّص ساختن اصولی است که بر اساس آنها تمامی انسانها، فارغ از ناهمگونیهایی که دارند، برخوردار از شرافت انسانی یکسان و شایستهی احترام برابر دانسته شوند؛ بیگمان هر چه روایی و عمق این اصول، بیشتر و ضمانت اجرایی آنها قویتر و درونیتر باشد، امکان عملیشدن ارزشهای حقوق بشری در جامعه بیشتر خواهد شد.
به نظر میرسد دین اسلام با دربرداشتن نگرش توحیدی خاصّ خود و اعتقاد بنیادین به اصالت زندگی اخروی به عنوان نتیجهی نوع زندگی دنیوی، از حیث تأمین مبانی نظری مساوات و ضمانت اجرایی آن،حقیقتاً بینظیر است و فرودستی سیاسی مسلمانان و از دست رفتن جذّابیت فرهنگی و شکوه تمدّنی آنان نباید حوصلهی بررسی جدّی این ادّعا را، که برای ذائقهی عصر کنونی بیمزه مینماید،از ما بستاند.
1. می دانیم که توحید بنیادیترین آموزهی اسلامی و اساسیترین پیام پیام آوران الهی است؛ توحید بر خلاف پندار رایج، نه باور به یگانگی خالق بلکه به معنای یگانهسازی خالق جهان در خدایی کردن و سلب الوهیت از تمامی خدایان و اختصاص کامل آن به خدای راستینی است که بارزترین نشانهاش خالقیت است.پر واضح است که مخلوق بودن ما و خالقیتِ الله هیچ ربطی به قبول و ردّ ما ندارد و ما چه بپذیریم و بپسندیم و چه نپذیریم و نپسندیم،در هر حال الله-جلّ جلالُه- آفریدگار ماست؛برعکس،تا ما نپذیریم و نپسندیم این آفریدگار ، خدا و اله و معبود ما نخواهد شد و کاملاً محتمل و مشهود است که ما به رغم اعتراف به خالقیتِ الله،بندهی خدا یا خدایان دیگری(مانند نفس،پول،مقام،شیطان،طواغیت،احبار و رهبان و...)باشیم؛ یعنی یا در استفاده از اعضا ، امکانات و استعدادهایمان به جای فرمانبرداری از الله و پایبندی به تعالیم او، فرمانبر مخلوقات باشیم و حلال و حرام زندگی را از آنها بگیریم؛ یا در تنگناهای زندگی به جای پناه بردن به خالق و دعا به درگاه او،به غیر خالق پناه ببریم و روا شدن حاجاتمان را از غیر خالق بخواهیم.بنا بر آموزههای توحیدی قرآن،تنها مقامی که صلاحیت الوهیت و خدایی(تعیین حلال و حرام و برآوردن حوائج) را دارد، فقط و فقط آفریدگار جهان است؛ لذا از آن جا که در میان خدایان تنها اوست که ربّالعالمین، رحمان و رحیم و مالک یوم الدّین است، پس منحصراً باید فرمانبر او باشیم(ایاک نعبد) و منحصراً به درگاه او باید دعا و زاری کنیم(ایاک نستعین).لازمهی اجتماعی این باور و نگرش، این است که نه من و نه دیگران، با هر مقام دنیوی و دینی - عرفانی،هیچ یک شرایط خدایی(خالقیت،ربوبیت،رحمت و مالکیت روز جزا) را نداریم و همه در فقر مخلوقیت و نداشتن حقّ امر و نهی ، یکسان و همپایهایم و فقط الله است که خالق و آمِر است:(اَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْاَمْرُ)اعراف/54.پس چون حقّ امر و نهی و مالکیت نان و جان ما منحصراً در دست الله است،جز در برابر او نباید سر اطاعت و تعظیم خم کنیم و آزادی فکری و عملی خود را جز در محضر او ،که عالم مطلق و قادر مطلق است، نباید فدا کنیم.اگر چنین است و کسی حق و شرایط امر و نهی بر دیگران و هم چنین امکان فراطبیعی رهاندن آدمیان از تنگناها و درماندگی ها را ندارد،اولاً همهی انسانها ، با هر پایگاه اجتماعی و با هر جایگاه معنوی و مادّی،کاملاً یکسان و همپایهاند؛ثانیاً تعامل افراد و گروههای بشر در ابعاد گوناگون سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی جز با قرارداد و رضایت دوجانبه،صحیح و مشروع نیست:( اِلّا اَنْ تَکونَ تِجارَهً عَنْ تَراضٍ مِنْکُمْ)نساء/29 و هیچ کسی، در هر لباس و مقامی هم که باشد،حقّ ویژهای برای تصمیمگیری دربارهی سرنوشت و اموال دیگران ندارد.
2. از دیگر لوازم نگرش توحیدی،زدایش ریشهای تکبّر به مثابهی منفورترین رذیلت اجتماعی است؛ گفتیم که گرچه خالقیتِ الله ربطی به باور و خوشایند ما ندارد امّا خدا شدن این خالق برای ما،کاملاً مشروط به قبول و رضایت خود ماست.دین اسلام به ما میگوید از میان مجموعهی گستردهی خدایان، فقط یکی از آنها شایستگی و شرایط خدایی کردن را دارد و آن هم بارزترین نشانهاش این است که خالق بشر و آسمان و زمین است:(اُعْبُدوا رَبّکُمُ الّذی خَلَقَکُمْ وَ الّذینَ مِنْ قَبْلِکُمْ)بقره/21.«پروردگارتان را بندگی کنید؛ همان که شما و انسانهای پیش از شما را آفریده است».وظیفهی انسانها این است که درست همان گونه که از میان یک مجموعه سکّه،با راهنمایی کارشناسان تنها سکّهی غیر تقلّبی را شناسایی و توحید می کنند، خالق جهان را نیز در اعطای اوصاف الوهی مندرج در قرآن، توحید کنند؛ یعنی،حقّ ارزشگذاری و امر و نهی،امکان فراطبیعی فریادرسی درماندگان،کبریا و بزرگی،روزیدهی و... را از مخلوقات، سلب و کاملاً به او اختصاص دهند.از نظر دین ، کبریا صفت انحصاری الله است و هیچ مخلوقی حقّ دستاندازی به آن را ندارد.تنها و تنها آفریدگار است که بنا به علوّ مقامی که دارد، شایستگی و حق دارد که انسانها در برابرش سر خم کنند، از او هراس داشته باشند، او را ستایش کنند و با انکسار و زاری به درگاهش بنالند؛ بنا بر این، طالب ستایش و حیرانی خلقان شدن و خود را از دیگران برتر پنداشتن، دست طمع در الوهیت زدن و پای از گلیم بندگی دراز کردن و همنوایی با مدّعیان خدایی و تکرار شعار نفرت انگیز و انسان سوزِ «انا ربّکم الاعلی»است که به فرمودهی صریح قرآن، سبب محرومیت از بهشت است:(وَ تِلْکَ الدّارُ الْآخرهُ نَجْعَلُها لِلّذینَ لا یریدونَ عُلُوّاً فی الْاَرْضِ و لا فَساداً)قصص/83 :«آن سرای آخرت(بهشت) را برای کسانی قرار می دهیم که در جهان،برتری طلب و فسادخواه نباشند».پیام آور محبوب اسلام(ص)نیز که پایبند و روشنگر قرآن بود یک بار در حضور صحابهی کرام اعلام کرد که هرکس ذرّهای کبّر در دل داشته باشد، وارد بهشت نخواهد شد! اصحاب سراسیمه پرسیدند: تکبّر به چه معناست؟!ایشان پاسخ داد:«اَلْکِبْرُ بَطَرُ الْحَقِّ وَ غَمْطُ النّاسِ» تکبّر نپذیرفتن حقیقت و حقیر و بیحرمت انگاشتن مردم است!
3. چنان که در ابتدای مقاله اشاره شد در فرهنگ اسلامی،دنیا گذرگاه و کشتزاری برای آخرت است و دشواریها و خوشیهای آن آزمونی است برای سنجش رفتار بشر و ارزیابی میزان دلبستگی و پایبندی او به آموزههای ایزدی و نبوی که ضامن بهروزی دنیوی و رستگاری اخروی است.یکی از آزمونهای دشوار کامیابی در قیامت ،که وصف هراسانگیز آن در قرآن زمینهساز اهتمام جدّی به نوع رفتارهای موفّقیتزا در آنجاست،نوع نگرش ما به دیگر انسانها و میزان رعایت حرمت و حقوق آنان و ملاحظهی آثار اخروی چگونگی رفتار ما با همنوعان است.
آفریدگار توانا انسانها را در پرتو اراده و حکمت خویش،همگون و همسان نیافریده است ؛بلکه افراد بشر چه از حیث توانمندیهای شخصی و چه از لحاظ اجتماعی، در ابعاد آموزشی،سیاسی،اقتصادی،فرهنگی،جغرافیایی و ... متنوّعند. این ناهمگونی،بیگمان جزیی از همان آزمون اصلی است:( وَجَعَلْنا بَعْضَکُمْ لِبَعْضٍ فِتْنَهً اَتَصْبِرونَ)فرقان/20 و شخص مسلمان باید با هشیاری قلبی و ورزشهای روحی لازم، امانت آسمانی و دیانت خود را در این لغزشگاه پرخطر، از گزند آفات فرادستی(ظلم،تحقیر،تمسخر،تکبّر،تبعیض،استثمار،استضعاف،استخفاف و ...) و عوارض فرودستی(حسادت،کینه ورزی،...) پاس بدارد تا در این اختلاط اجتماعی که گذرگاه عافیت را تنگ کرده و به کمتر کسی اجازهی عبور عادلانه و امانتدارانه داده است: (وَ اِنّ کثیراً مِنَ الْخُلَطاء لَیبْغی بَعْضُهُمْ عَلی بَعْضٍ)ص/24، به سلامت و عدالت گذر کند و جامهی ایمان و آدمیت خود به غرور و حق سوزی نیالاید.زیرا در دین اسلام و آن گونه که در احادیث نبوی آمده است خطرخیزی تضییع حقّ النّاس بسیار بیشتر از ترک حقّ الله است و گناهِ تعرّض به حرمت و حقوق مردم در نظر آفریدگار، چنان عظیم و ویرانگر است که با غنای عبادی و روزه و نماز و زکات که هیچ،حتّی با احراز مقام شهادت نیز که خاصیت گناهشویی منحصر به فرد دارد، از مجازات آن نتوان رهید!برای تبلور اهمیت موضوع فرض کنید اکنون رسول نازنین اسلام(ص) دوباره زنده شده و ندای جهاد سر دهند؛ فردی مدیون و بدهکار مردم نیز لبّیکگویان با جان و زبان در رکاب شرفآمیز آن حضرت روانهی رزمگاه شود و به دنبال زخمی شدن ، از کمال بختیاری در آغوش مبارک پیامبر شهد شهادت بنوشد و جنازهاش با اشک تأیید و ترحّم رسول الله خیس و معطّر شود! زهی سعادت...! امّا بد نیست بدانیم که به رغم نیل به چنان مقامی والا و به رغم خاصیت فوق العادهی شهادت در گناهشویی،دَین مردم و حق الناس هم چنان برذمّهی او خواهد ماند و در لباس شهادت نیز در قبال آن مسئول خواهد بود:«یغْفَرُ لِلشَّهیدِ کُلُّ ذَنْبٍ اِلَّا الدَّینَ»صحیح مسلم/کتاب الاماره/ش119:«همهی گناهان شخص شهید، آمرزیده میشود مگر بدهکاری دیگران»!حال آن که هدم کعبه و آتش زدن مسجد و مواردی از این قبیل ،که به علّت جهل در نظر بسیاری از ما از قتل و هتک هزاران انسان بالاتر و زشتتر است، با یک توبه در همین دنیا قابل جبران است! همین بود راز این که دینشناس ماهری چون مولوی در تعبیری دقیق و ستودنی امّا ناآشنا و ثقیل برای ذهنیت بسیاری از ما، اعلام می کرد:« ابلهان تعظیم مسجد میکنند / در آزار عزیزان خدا جِد میکنند»! آری،آدمیان و جوامع بشری آن گاه که به علّت و نشان ناپالودگی و نابالندگی عقل و فرهنگ خویش،صنعت و ساختهی بشر را از خود بشر،محترمتر و مقدّستر بدارند،صفتی جز ابلهی برایشان نمیتوان نهاد!آن هم کدام مسجد، مسجدی که به رغم صلای پنج نوبت، کسی در آن گام نمینهد؛به بیان دردآلود اقبال لاهوری:
مسلمانان به خویشان در ستیزند
بجز نقش دویی طرحی نریزند
بنالند ار کسی خشتی بگیرد
از آن مسجد که خود از وی گریزند!
راستی میزان تطابق نگرشهای خود با تعالیم و آموزههای دینیمان را بسنجیم: ای بسا که روزانه مکرّراً با آسودگی و تحت عناوین لغزاننده و فریبایی چون زرنگی ، منطق بازار،اقتضای اجتماعی زیستن و . . . با دم و درم و قلم و قدم خویش آبرو ، مال و حتّی جان دیگران را مورد جرح و تعرّض قرار دهیم و در همان حال با حالتی حاکی از تنزّهطلبی و حرامگریزی،خود را از هدم و هتک مساجد گریزان و خشمگین بنمایانیم؛ غافل از این که پیامبر ما یارانش را از منع عربی بَدْوی از ادرار کردن در مسجد بازداشت و از آنان خواست به اقتضای منشِ ایمانی خود صبرکنند تا از قضای حاجتش فارغ شود و سپس با سطلی آب محلّ نجاست را بشویند!یا در مراسم دینی به محض اتمام برنامه و فراغت از جماعت ، بدون رعایت آداب و احترام، با فشار و زور ناتوانان و کودکان را زیر میگیریم و کفشهای آنان را له میکنیم!یا برای انجام عمل مستحبّ لمس حجر الاسود در حج، وجوب رعایت حرمت دیگران را فرو میگذاریم و به دهها شخص آزار میرسانیم و . . . ! دیگر دقّت نمیکنیم که انجام عبادت برای تمرین عبودیت و بندهوار با بندگان رفتار کردن است و شرط اثرگذاری و نشانهی قبولی عبادات، برگشتن به میان جامعه و مردم با ارمغان سلام و پیام امنیت است: ( السّلام علیکم و رحمة الله)!همین جا این نکته را نیز یادآوری کنیم که بر خلاف فرهنگ غربی که در آن خدا و انسان به عنوان دو رقیب یا دو متنازع، نمایانده میشوند و خداگرایی را مزاحم انسان گرایی میدانند، در فرهنگ اسلامی خدا مدافع و پشتیبان بشر است و اگر کسی حتّی بدون کاستی در تکالیف عبادی مانند نماز و روزه، امّا با پروندهی سیاه در حوزهی حقّ النّاس در دادگاه قیامت حاضر شود، به رغم این که علیالظّاهر در خدمت به خدا کوتاهی نداشته است، امّا به سبب مردمْ آزاری وارد دوزخ می شود:(سنن ترمذی/کتاب صفه القیام/ش 2643و صحیح مسلم/ش2581)؛آری،شرط سلامت و صداقت در دینداری و نشانهی استواری در ایمان به خدا،احترام به حرمت و حقوق انسانها و پرهیز از آزار رساندن به مردم است:«اَلْمُسْلِمُ مَنْ سَلِمَ الْمُسلمونَ مِنْ لِسانِهِ و یدِهِ»صحیح بخاری/کتاب الایمان/ش 10:«مسلمان کسی است که مسلمانان از زبان و دستش در امان باشند».هم چنین پیامبر(ص) فرموده اند: «اَلْمُؤْمِنُ مَنْ اَمِنَهُ النّاسُ عَلی اَمْوالِهِمْ و اَنْفُسِهِمْ»سنن ابن ماجه/کتاب الفتن/ش4020:«مؤمن کسی است که مردم او را بر اموال و جان خویش،امین بدانند».
چنان که دیدیم بشر در اندیشه و فرهنگ اسلامی،مخلوق ویژهی آفریدگار،برخوردار از روح الهی،مسجود فرشتگان و حامل امانت الهی است و گناه تعرّض به حرمت و حقوق او نه با نماز قابل جبران است نه با روزه نه با زکات و حتّی نه با خون شهادت!یعنی حرمت انسان در اسلام از حرمت کعبه و مسجد،بیشتر است و تبلور این امر را در این ضرب المثل مشهور می توان دید که:«می بخور ، منبر بسوزان ، مردم آزاری مکن!».البته این که این حرمت فوقالعاده چه اندازه در اخلاق و سیاست مسلمانان بازتاب داشته است،مسألهای جداگانه و مربوط به تاریخ و جامعهشناسی است و ربطی به بحث نظری-فقهی ما ندارد؛ همین قدر قابل ذکر است که پیام آور ارجمند اسلام، با آن همه پرهیزکاری و حسّاسیت شدید در حوزهی حقّ الناس،در اواخر عمر شریف خویش، با اصرار و التماس از یارانش میخواست که اگر حقّی برگردن او دارند بدون کمترین شرم و مجامله آن را مطالبه و استیفا کنند تا با مدیونی مردم در خاک نرود(ابن اثیر/ الکامل/ذیل حوادث سال 11ه.ق) ؛ در پرتو همین تعالیم و مواضع بود که امام شافعی(رح) می فرمود:«بئْسَ الزّادُ اِلَی الْمَعادِ الْعُدْوانُ عَلَی الْعِبادِ»:«بدترین توشه برای قیامت،دشمنی با بندگان است»؛ فاعتبروا یا اولی الابصار!
+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام خرداد 1386ساعت 0:15  توسط حصیب حسنی
|
نوشين فخرى عليايى ،معاون مدرسه راهنمايى اميد انقلاب منطقه 8 تهران
اضطراب امتحان به عنوان پديدهاى رايج که به وفور در مراکز آموزشى و تحصيلى ديده مىشود، همبستگى زيادى با عملکرد موفق يا ناموفق دانشآموز دارد. آرکين ( به نقل از باندالوس و همکاران، 1995) اضطراب امتحان را ناشى از احساس ناکارآمدى و درماندگى دانسته، آن را با کاهش عملکرد مرتبط تلقى مىکنند. وقتى که فرد در خصوص کارايى وتوانايى ذهنى خود در موقعيت امتحان دچار نگرانى و اضطراب گردد، به نحوى که موجب کاهش و افت عملکرد واقعى وى شود، مىتوان گفت که او دچار اضطراب امتحان است. دانشآموز داراى اضطراب امتحان فردى است که به خوبى مواد و موضوعات درسى کلاس و دوره را فرا گرفته، اما به دليل نگرانى قادر به بيان دانستههاى خويش در امتحان نيست.
بر اساس برآورد پژوهشگران، سالانه حدود ده دانشآموز اضطراب امتحان را تجربه مىکنند وبراى 25 درصد اين عده اضطراب فلج کننده است و با افزايش سن ميزان آن افزايش مىيابد. کودکان در سنين دوره ابتدايي، اضطراب اندکى را درباره امتحان تجربه مىکنند. اضطراب امتحان در سنين 12 - 10 سالگى شکل مىگيرد و تا دوران بزرگسالى و حتى تحصيلات دانشگاهى ادامه مىيابد. به نظر مىرسد با بالاتر رفتن سن و اهميت يافتن موفقيتهاى تحصيلي، ميزان اضطراب امتحان هم بالا مىرود”. (کريگ ودابسون، 1995)
در زمينه تفاوتهاى جنسى پژوهشهاى چندى نشان دادهاند که اضطراب امتحان به صورت معنىدارى بين اين دو جنس متفاوت است. نتايج به دست آمده حاکى از اين بودهاند که دختران مضطربتر (در زمينه امتحان) از پسران هستند. در بررسى علل اين موضوع مىتوان به مسائل فرهنگى و نقشهاى جنسيتى اشاره کرد. به نظر مىرسد ابراز واظهار اضطراب توسط زنان و دختران پذيرفته است (کريگ ودابسون 1995)
در روزهاى امتحان زمان براى معلمان، اولياء و دانشآموزان به نحوى خاص سپرى مىشود. روزهاى امتحان، روزهايى است همراه با تلاش، اضطراب ونگراني، بيم واميد وبالاخره مراقبتهاى خاص. در اين روزها همه دانشآموزان خود را براى آزموده شدن آماده مىکنند. معلمان شرايط را براى آزمونى دقيق و با اميد توفيق دانشآموزان فراهم مىآورند. پدران و مادران هم ضمن تشويق و ترغيب فرزندان در جهت آمادگى براى امتحان، تلاش مىکنند به سهم خود در توفيق فرزند خويش موثر واقع شوند. آنان با بيم واميدى خاص به اين تلاش مىنگرند اميد به موفقيت در حال و آينده و بيم از شکست و عقبماندگى از تحصيل وزندگي.
روزهاى امتحان با توصيفى که از آن شد، براى بسيارى از دانشآموزان، معلمان واولياء همراه با خاطراتى خوش سپرى مىشود، اما براى بعضى همراه با خستگى است که اين خستگى بر جان وتن آنها باقى مىماند. شکى نيست اگر نکاتى را در اين روزها مورد توجه قرار دهيم مىتوانيم تلاش انجام گرفته در روزهاى امتحان را با شادمانى موفقيت پس از آن عجين کنيم و خاطرهاى خوش در روح خويش برجاى گذاريم و در غير اين صورت با بىتوجهى ممکن است گذشت روزهاى امتحان را سخت کرده،تلخى عدم توفيق فرزندان خويش را بر خاطر خود و آنان بنشانيم. بنابراين لازم است معلمان و والدين نکاتى را در اين زمينه موردتوجه قرار دهند.
نقش و وظيفه معلمان در روزهاى امتحان:
مهمترين وظايفى که معلمان در روزهاى امتحان با آن مواجه هستند، عبارتند از:
1 ) طراحى امتحان به عنوان وسيلهاى براى آموزش: معلمان نبايد امتحان را به عنوان نقطه پايان مرحلهاى از آموزش به شمار آورند، بلکه بايد آن را بخشى از فرآيند ياددهى و يادگيرى محسوب نمايند. هر معلم بايد با خود بينديشد که امتحان را به گونهاى طراحى کند که طى آن دانشآموز به آموختن علاقهمند شودو به نقاط ضعف خود در فراگيرى يک درس پى ببرد. بدين منظور لازم است سوالها جنبه تشويقى براى دانشآموزان داشته باشند. مثلا سوالها از ساده آغاز شده، به تدريج مشکل شوند، در ضمن بهتر است سوالهايى ساده در ميان سوالهاى مشکل نيز گنجانده شوند که پاسخگويى به آن موجب تقويت دانشآموز و علاقهمندى وى براى ادامه پاسخ دادن به پرسشهاى امتحانى شود.
2) آماده سازى روانى دانشآموزان: معلمان وظيفه دارند به لحاظ رواني، دانشآموزان خود را آماده کنند. اولا مىبايد آنان را ضمن تشويق براى تلاش و کوشش به موفقيت خويش اميدوار کنند. با بيان خاطرات و داستانهايى به آنان نشان دهند که همواره افرادى داشتهاند که به رغم احساس ناتوانى و حتى معروفيت به عنوان دانشآموزى ضعيف توانستهاند موفقيتهاى چشمگيرى در زمينه تحصيل کسب کنند. اين گونه افراد از طريق غلبه به احساس حقارت و ناتوانى خويش و نيز تصميم به تلاش و کوشش، توانستهاند بر مشکلات درسى خود فائق آمده، خود را به عنوان افرادى موفق مطرح کنند. ثانيا تلاش کنند روشها وچگونگى شبها و روزهاى امتحان رابه دانشآموزان بياموزند. هر معلمى با توجه به درسى که مىدهد مىتواند دانشآموزان خود را به نحو شايستهاى راهنمايى کند ودر مورد چگونگى مطالعه کردن در شب امتحان و با نحوه پاسخ دادن به سوالات امتحاني، آنها را ارشاد نمايد.
ثالثا بايد نحوه آرام سازى خوددرجلسه امتحان و غلبه بر اضطراب امتحان را از طريق تذکر و ياد خداوند و نيز آرامسازى بدن و فکر، به آنان بياموزند. معلمان بايد توجه داشته باشند که وظيفه انسانى و الهى آنان اقتضا مىکند که علاوه بر آموختن مواد درسي، درجهت پرورش شناختي، عاطفي، اجتماعي، اخلاقى و خلاصه تربيت دينى مناسب آنان نيز نقش و وظيفهاى بر دوش بگيرند.
منابع و مآخذ:
1 - اضطراب امتحان، نشريه ماهانه آموزشي، تربيتى پيوند، خرداد 1378
2 - روزهاى امتحان: نشريه ماهانه آموزشي، تربيتي، اسفند 1376
3 - بيابانگرد، اسماعيل، اضطراب امتحان، تهران، انتشارات دفتر نشر فرهنگ اسلامى
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386ساعت 2:54  توسط حصیب حسنی
|
اضطراب دانش آموزان در روزهای امتحان -8
رفتار مهربانانه را جایگزین برخوردهای خودخواهانه کنید
قائم مقام وزیر آموزش و پروش در سازمان مرکزی انجمن اولیاء و مربیان گفت: انجمن اولیاء و مربیان در خصوص کاهش استرس شب های امتحان فرزندان خود شرح وظایف مستقیمی ندارند و در این باره باید از شیوه های غیر مستقیم استفاده کرد.
" ابوالفضل خادمیان " در گفتگو با خبرنگارمهردرخصوص آموزش های ضروری خانواده ها ازچگونگی برخورد با فرزندان خود در شب های امتحان با بیان این موضوع تاکید کرد : مسافرت والدین و تنها گذاشتن دانش آموزان درایام امتحانات آرامش افراد را بر هم می ریزد بنا براین خانواده ها باید در این روزها رفتار مهربانانه را جایگزین رفتارهای خودخواهانه خود با فرزندانشان کنند .
خادمیان افزود : در موارد11گانه شرح وظایف انجمن های اولیاء و مربیان وظیفه ای با عنوان کاهش اضطراب های دانش آموزی قید نشده اما تسهیلاتی در جهت کم کردن این عوامل در نظر گرفته شده است .
وی ادامه داد : نداشتن آب شرب مناسب ، نامناسب بودن شرایط دمایی و امکانات سالن ها وفضاهای امتحانی و حتی خرابی سرویس های بهداشتی مدارس می توانند در تشدید نگرانی دانش آموزان موثر باشند و کم کردن این عوامل بر عهده انجمن های اولیاء و مربیان است .
قائم مقام وزیر آموزش و پرورش در سازمان مرکزی انجمن اولیاء و مربیان تصریح کرد : خانواده ها باید در شب های امتحان فرزندان خود از شب نشینی ها و عادات همیشگی دوری کنند.
+ نوشته شده در جمعه یازدهم خرداد 1386ساعت 3:28  توسط حصیب حسنی
|
بر اساس مصوبه امروز مجلس كنكور سراسري دانشگاهها در همه مقاطع تحصيلي حداكثر تا سال 90 حذف ميشود. در جلسه علني امروز يكشنبه مجلس بررسي طرح يك فوريتي نحوه پذيرش دانشجو در دانشگاهها و مراكز آموزش عالي كشور ادامه يافت. كليات اين طرح در جلسه علني روز يكشنبه هفته گذشته تصويب و بررسي جزئيات آن امروز ادامه يافت. نمايندگان مجلس شوراي اسلامي هفته گذشته در بررسي جزئيات اين طرح، تنها ماده يك از 6 ماده اين طرح را تصويب نهايي كردند. بر اساس مصوبه امروز مجلس پذيرش دانشجو در مقطع كارداني (پيوسته و ناپيوسته)، كارشناسي، كارشناسي ارشد پيوسته، دكتراي حرفهاي و دكتراي پيوسته بر اساس سوابق تحصيلي داوطلب و آزمونهاي سراسري خواهد بود. بر اين اساس تاييد سوابق تحصيلي در هر سال نسبت به سال قبل افزايش مييابد به نحوي كه حداكثر تا پايان سال اول برنامه پنجساله توسعه آزمونهاي سراسري ورودي دانشگاهها و مراكز آموزش عالي به طور كامل حذف ميگردد، بر اساس اين مصوبه دولت موظف شد بسترهاي لازم را جهت تحقق اين ماده فراهم نمايد. بر اين اساس مصوبه نمايندگان مجلس از سال 1386 وزارتخانههاي علوم، تحقيقات و فناوري،بهداشت، درمان و آموزش پزشكي و آموزش و پرورش و دانشگاه آزاد اسلامي مجازند داوطلبان ورود به مقطع كارداني (پيوسته و ناپيوسته) را صرفاً بر اساس سوابق تحصيلي پذيرش نمايند.
+ نوشته شده در جمعه یازدهم خرداد 1386ساعت 3:27  توسط حصیب حسنی
|
در سال جديد تحصيلي, زنگ پرورشي و تربيت بدني مدارس ادغام ميشود . مديركل دفتر برنامهريزي فرهنگي وزرات اموزش و پرورش با بيان اين خبر گفت: در اين زنگ مربيان بايد علاوه بر فعاليتهاي جسمي, زمينه انجام بازيهاي پرورشيفكري و بومي و سنتي هر منطقه را فراهم كنند.آقاي كريمي تعداد مشاورانرا در مدارس مقطع متوسطه15 , هزار نفر ذكركرد و گفت كمبود مشاور در مقطعمتوسطه وجود ندارد, لي مدارس راهنمايي كشور نيازمند مشاورند
+ نوشته شده در جمعه یازدهم خرداد 1386ساعت 3:0  توسط حصیب حسنی
|